خرید بک لینک

صبح بیدار میشوم و میبینمت، تمام قد ...

اگر حواسم نباشد روی تمام روزم چنبره میزنی

همه چیز را درباره خودت میکنی...

ناکامی دوست نداشتنی من!

هنوز برایت اسمی نگذاشتم

اما تو در دلت همه آرزوهای نرسیده و راههای ناتمام و کارهای دوست داشتنی اما فاصله افتاده من را حمل میکنی...

تو همه خواسته های منی که دانه دانه به جایی نرسیدی

تو آن زنگ هایی‌که میخواستم به صدا در بیایند و نیامدند

همه آن ایمیل هایی که میخواستم روزی بازشان کنم و به پرواز در بیایم و نیامدی

آن صداهایی که باید میرسیدند و همیشه سکوت بودند

تو همه آن انتظارهایی که میوه ندادند

و همه راهروهایی که به درهای چند قفل شده متروکه منجر شدند

آن اتوبان ها که بی هدف گز شدند و آن پرواز ها که بلیط برگشت به آن ها خورد

تو همه خواسته ها اما نرسیده های منی

اما دیگر میخواهم جور دیگری ببینمت

من نتوانستم تو را آنجور که میخواهم داشته باشم

آنطور که تصور میکردم با من راه نیامدی

ولی جور دیگری آمدی

جور دیگری هستی

اما هستی

و من آن آدمی که میخواست همه آن چیزها برایش مهیا شوند نیستم

آدم دیگری هستم...

خاکستری های موهایم بیشتر شدند

در آن شهری که میخواستم زیست نمیکنم

اما هستم...

جای دیگری از دنیا

برنج ها را توی آب جوش آمده میریزم

و منتظر میمانم تا قرمه سبزی جا بیفتد

زندگی از جاری بودن جا نمیماند

هر چقدر هم که بزرگ باشی

فیل بزرگ ناکامی من

شاید با مداد های دخترم رنگینت کردم

شاید تاج ساختگی بر سرت گذاشتم

و دیدم که تو ترسی نداری

من از تو نمیترسم

و از زمان آینده که هیچ کدام از آن خبر نداریم

پس ادامه میدهم...

وصل میشوم به زندگی و از تو اجازه نمیخواهم

برایت یک فنجان تازه دم میگذارم اگر دوست داشتی

و فیل عزیز صدایت میکنم

این نام توست...

برچسب: نویسنده: الینا رضوانی تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 11:55

صفحه بندی