خرید بک لینک
معلوم است میدانی از چه حرف میزنم...

پیداست...

از انتهای نگاهت، پیداست

از تلخی آخر حرفهایت

از شیرینی لبخند هایت از یاد آوری گذشته

میتوان خواند

حتی اگر نخواهی حرفی بزنی

پیداست،

که تو هم گاهی به فردا ها امیدی نبستی

اما جایی درونت میخواهی باور کنی

میخواهی بتوانی

باز بیدار شوی

خواب او را ندیده باشی،

دلشوره نداشته باشی،

نوک انگشتانت گزگز نکنند

و به یاد نیاوری که به یاد نیاوردی اش...

تو میدانی، زخم چطور پنهان میشود

تو بازیگر قهاری هستی...

اما میخواهی ،

از اعماق قلبت...

کسی ،جایی، گاهی، حرفی ، حتی یک کلمه ، از دردی بگوید که خوب توانستی میان خنده هایت پنهان کنی...

میخواهی گاهی برای یک روز شاید تنها باشی و گوشه ای

به هر چه که شد فکر کنی،

نه غمگین باشی،

نه خوشحال،

خودت را ببینی،

بگذاری زمان از تو گذر کند و...

باز فردا بیدار شوی ، پیشانی مادرت را ببوسی،

بروی سراغ زندگی ای که دیگر عوض شده

موهایی که سفید شده...

لبخندی که نه از سر غم، شاید از گذر زمان، رنگش عوض شده...

و شاید با همه شوری که در عکس لبخندهای سالیان پیشت میبینی، عوضش نخواهی کرد،

شاید سنگفرش کودکی ات را که قدم میگذاری ،

اینبار از ته دل خوشحال باشی،

که روزهایی که چهار چوب دنیا همین چهار سنگفرش بود ، تمام شدند...

و مرز ها برایت اهمیت ندارد...

لبخندت را مرزی از تو نخواهد گرفت،

چرا که خودت ، با همه کم و زیاد، کنار لبت نشاندی اش....

تو هم مثل من،

میدانی...

همه چیز در گذر است...

چرا ما نگذریم؟

برچسب: تو مثل من زمستونی نداری,تو مثل من زمستونی نداری,دانلود,تو مثل من نباش,تو نمیتونی مثل من باشی,تو هم مثل من بیقراره چشات,تو نميتوني مثل من باشي,تو هم مثل من امشبو دعوتی,تو هم مثل مني انگار,تو هم مثل من بیقراره چشات امید,آهنگ تو مثل من زمستونی نداری, نویسنده: الینا رضوانی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 6:53

صفحه بندی