خرید بک لینک
به خوابم بیا...

برای آخرین دیدار هم که شده

آنطور عاشقی کن که میخواستم

از آن عشق های با هیاهو ولی واقعی...

از آن دیوانگی های بی دلیل

از آنها که یکباره اتفاق می افتند

از آن نفس های به شماره افتاده

و آن کشش ها که هیچ تهدیدی نمی کاست

مثل یک ناجی... برای باقی گذاشتن آخرین یادگاری...

به خواب من بیا...
هر چند که سیر باشد دلم

چشم هايم ناي ديدن نداشته باشند
و گوش هايم نخواهند كه بشنوند


تلخ و شيرين اين قصه را بيا يكسره كن
عاشق بمان
اصرار كن
براي عشق...
و تكرار كن، كه عشق تكرار نميشود...
يك بار است و يكباره
بيا و اين وجود را تقدير كن
اين تنديس را تكبير كن
و اين بي پاياني مجهول را انكار كن
انگار كه همه اين روزها در جزيره اي دور بوده اي...
بيا و يك نقش بي حساب در اين رويا بگير...

پ.ن :بعد هم بیدار می شوم، تو در دورترین نقطه دنیا بمان و من همه خواب هايم را گردن ناخودآگاهم خواهم انداخت، خواهم رفت و نيم نگاهي نخواهم داشت...

+ نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 16:2 توسط آفتاب پرست |

برچسب: نویسنده: الینا رضوانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 16:04

صفحه بندی