خرید بک لینک
کافیست که فکر کنم،

چقدر مانده تا درخت

چقدر مانده تا سایه های عجیب و غریب روی زمین بیفتند...

کافیست که بیرون بزنم،

بیرون بزنم

تا ببینم...

هر چه هست

کافیست که از سر عادت هم که شده قدمی بردارم

از سر باید هم که شده...

هرچند کوتاه، هر چند کم، قدمی بردارم

تا ببینم

تو هنوز آنجایی، هنوز و همیشه...

و اگر قدمی برندارم، نخواهم دید

نخواهم دید که چقدر میتواند بی نقص باشد،

با ریتم کند دوست داشتنی اش

روز ها و فصل ها...

عادت ها را چرا کنار بگذاریم؟

عادتی که مرا به تو میرساند

کوتاه است و کم لطف نیست.

عادتی که دستم را از شیشه ی ماشین بیرون میکنم

تا هوا را نوازش کنم.

عادتی که صدای توست

و روح زیبای, توست

تا شاید در من بدمد

زندگی از سر گیرم...

چرا عادتها را کنار بگذارم؟

عادتی که بیدار میشوم،

فکر میکنم

کلمات را روی کاغذ مینگارم

و با خود فکر میکنم

که هیچ وقت اینطور نزیسته بودم...

عادتی که زیباست

فقط به خاطر معصومیت و ساده بودنش

نه هیچ وقت کنار گذاشته نخواهی شد

چرا که هر پیاده رویی به تو خواهد رسید

و هر مسیر زیبای,ی بین درختان سبز یا نارنجی..

به تو خواهد رسید.

پ.ن: پنهان,ی و در هر هنری نهان گشته ای

آی عشق آی عشق...

چهره ی سرخت پیداست

برچسب: نویسنده: الینا رضوانی تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 11:33

صفحه بندی