خرید بک لینک
لحظه, همین بوده است همیشه،

با یک تلنگر از میان میرود

خاطره می شود

و بعدی... بعدی... بعدی...

از لحظه, ای که سرم را روی شانه ات میگذارم

و به پوسته ی شفاف نازکی داخل میشوم که تنها من و تو ایم

و تو در ذهنت به همه بارهایی فکر میکنی که اینکار را کرده ام

و من به همه لحظه, هایی که مرا به تو رسانند...

به لحظه, ای که لغات معنایشان عوض میشود،

تو از راه میرسی...

به لحظه, ای که آغوش معنایش را به حقیقت بازوان تو سخاوتمندانه هدیه میکند.

یا عشق... از رنگ سرخ ،تمایلش به همه ی رنگها میرود.

هر رنگی که باشد، هر لحظه, ای که جاری شود و هر کلامی که تو به زبان می آوری.

لحظه خاصیتش همین بوده است

کمی که نگاهش کنی، میبینی...

رنگ میبازد و اجازه میدهد که نوازشش کنی

اجازه میدهد،

همان می شود که تو میخواهی،

همان ....

اگر آمدنت به سوی من باشد

یا که انجام یک اشتباه برای اولین بار

و یا دلتنگی برای خانه ای که هیچ وقت نداشته ای...

لحظه تو را به عمق حقایقی سوق میدهد که هنوز تا واقعیت فاصله ها را نپیمودند

حقایقی که تنها تو میبینی،

و صداهایی که تنها تو میشنوی...

برچسب: نویسنده: الینا رضوانی تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 11:33

صفحه بندی