نفس بکش!
زندگی ادامه دارد.
هیچ کس نمیتوانست حدسش را بزند
روزی اینطور بشود
که خداوند حکم کند که من و تو گوشه ای بنشینیم و به کارهایمان فکر کنیم
به خودمان گره بخوریم
و همه محرک های بیرون را محدود کنیم
مجبور باشیم با وجودمان، همین طور که هست، کنار بیاییم...
قبل از این هم باید می آموختیم
اما سرعت دنیا آنقدر زیاد بود
و سرعت خواسته هایمان ، در کمترین مدت...
و حکم کردن دروغینمان
به آنچه برای خود ابدی میدانیم
دیری نپایید...
نفس بکش!
من و تو در دقیقه های غریبی از زمان در حال زیستنیم
رد پای خودمان را هنوز نیافتیم
به خودمان آمدیم و به وضوح دیدیم
که ما درست همان آدمهاییم که بودیم
با همان انگشت ها
همان ریتم فکری
همان انگیزه ها
و ذوق های کودکانه ای که هیچ وقت تغییر نکردند
ما حاضریم کدام رنج ها را بکشیم؟
کدام روز و شب را برای خودمان رقم خواهیم زد؟
آیا هیچ وقت بیشتر از این چیز که خود را در چهارچوبش تعریف میکنیم بوده ایم؟
تا کجای دنیا حاضریم پایمان را بگذاریم؟
در دنیایی که دیگر محدودیت معنی حقیقی یا مجازی خود را مدتهاست از دست داده
ما دستهایمان را تا کجا دراز خواهیم کرد؟
به کدام قصه خواسته هایمان را خواهیم آویخت؟
و برایش چقدر بها خواهیم پرداخت؟
نفس بکش!
محدودیت ما فقط بی نهایت خواهد بود...
برچسب:
نویسنده: الینا رضوانی