آفتاب پرست

متن مرتبط با «تو هم مثل مني انگار» در سایت آفتاب پرست نوشته شده است

مهمان عزیز

  • نیلوبلاگ

    صبح بیدار میشوم و میبینمت، تمام قد ...اگر حواسم نباشد روی تمام روزم چنبره میزنیهمه چیز را درباره خودت میکنی...ناکامی دوست نداشتنی من!هنوز برایت اسمی نگذاشتماما تو در دلت همه آرزوهای نرسیده و راههای ناتمام و کارهای دوست داشتنی اما فاصله افتاده من را حمل میکنی...تو همه خواسته های منی که دانه دانه به جایی نرسیدیتو آن زنگ هایی‌که میخواستم به صدا در بیایند و نیامدندهمه آن ایمیل هایی که میخواستم روزی بازشان کنم و به پرواز در بیایم و نیامدیآن صداهایی که باید میرسیدند و همیشه سکوت بودندتو همه آن انتظاره...

    ادامه مطلب
  • حق میدهم...

  • نیلوبلاگ

    به تصویرناواضحم در شیشه روبرو زل میزنممن نیاز دارم با این خود آشتی کنم...بس استدیگر فقط حق میدهمبه سرزنشگر درونمبابت اینکه به سادگی با تغییرات کنار نیامده استحق میدهمتقصیری نداردفکر میکند جور دیگر بهتر بودحتی به این فکر که جور دیگری بهتر بودحق میدهمبه کوچک بودن رویاهایم حق میدهمحتی به دست نیافتنی بودنشان هم حق میدهممن زنده امبه زندگی حق میدهمهمین پازل جورواجور رنگارنگ تلخ و شیرین باشدحق میدهمسعی نمیکنم چیزی را درست کنمبهتر کنم یا حتی خراب کنمبه شلوغی بی نظم جهانحق میدهممیگذارم زندگی اتفاق بیفتدخواهرم برای دخترم مادری کندمادرم از من نگهداری کندو همسرم گاهی از همه چیز خسته شودمن به بودن جهاناینطور که هستحق میدهمباز هم به خانه امن روحم بازمیگردممن باز هم به خودم باز میگردماگر بگذارمکه خسته شومک...

    ادامه مطلب
  • هم اهنگی

  • نیلوبلاگ

    بارها به خودم بازگشتماز همان راهها که آمده بودمتمام مسیر حواسم را جمع کرده بودم که هر جا هر چیزی درست نبود را از نو زندگی کنمو هر بار همینجا بودمانگار که هیچ چیز اشتباهی نبوده است.اتاق همین نورها و صد...

    ادامه مطلب
  • آن چیز که تویی... هر چیز که تویی...

  • نیلوبلاگ

    تو از کجا آمده بودی؟با زبان بیگانه اتشمردگی در بیانتو حرف هایت که شبیه نداشتندالفاظ جادوییو سحردر فضاافکندیتو از کجا سر زدی؟و شوق زندگی در من سر زد...من کودکی بودم،در هزارتو های خیال...میچرخیدم و ...

    ادامه مطلب
  • باز هم ...

  • نیلوبلاگ

    اگر دوباره زاده می شدم اگر باز هم فرصت رستاخیزی بود باز هم دل را انتخاب می کردم که حاکم باشد بر سرزمینی که قرار است پا در آن بگذارم... باز هم اشک می ریختم ، لبخند هم می زدم چشم هایم را می بستم ، باران را زندگی می کردم، خورشید را هم ... آواز می خواندم و موسیقی میشدم.... در گوش باد زمزمه می کردم باز ه...

    ادامه مطلب
  • تو مثل من، من مثل همه...

  • نیلوبلاگ

    معلوم است میدانی از چه حرف میزنم... پیداست... از انتهای نگاهت، پیداست از تلخی آخر حرفهایت از شیرینی لبخند هایت از یاد آوری گذشته میتوان خواند حتی اگر نخواهی حرفی بزنی پیداست، که تو هم گاهی به فردا ها امیدی نبستی اما جایی درونت میخواهی باور کنی میخواهی بتوانی باز بیدار شوی خواب او را ندیده باشی، دلشوره نداشته باشی، نوک انگشتانت گزگز نکنند و به یاد نیاوری که به یاد نیاوردی اش... تو میدانی، زخم چطور پنهان میشود تو بازیگر قهاری هستی... اما میخواهی ، از اعماق قلبت... کسی ،جایی، گاهی، حرفی ، حتی یک کلمه ، از دردی بگوید که خوب توانستی میان خنده هایت پنهان کنی... ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    تو مثل من زمستونی نداری | تو مثل من زمستونی نداری+دانلود | تو مثل من نباش | تو نمیتونی مثل من باشی | تو هم مثل من بیقراره چشات | تو نميتوني مثل من باشي | تو هم مثل من امشبو دعوتی | تو هم مثل مني انگار | تو هم مثل من بیقراره چشات امید | آهنگ تو مثل من زمستونی نداری